ابراهیم
در انفجاری که شب گذشته روی داد
ابراهیم صحنه را تبدیل به گلستان کرد
تفکیک بین آن چیزهایی که سوخت و آنچه داشت می سوخت
ممکن نیست
مخصوصا که بوی گل در تمام فضا پیچیده است
ابراهیم
در انفجاری که شب گذشته روی داد
ابراهیم صحنه را تبدیل به گلستان کرد
تفکیک بین آن چیزهایی که سوخت و آنچه داشت می سوخت
ممکن نیست
مخصوصا که بوی گل در تمام فضا پیچیده است
سکه هایی در تاریکی
تا شما به اعماق مشکوک یک قلک فکر کنید!
۱۳۸۴
رستگاری
علیرغم آفتاب
هوا پر شده از کادرهای ابری
بینایی غلبه می کند
تا از اتفاقاتی که نمی افتد عکس بگیرم
من اینجا هستم
پشت دوربین
و اصلا انتظار ندارم این حرفها دکمه را فشار بدهد
حتی لازم نیست
دیافراگم در سینه ام بازتر باشد
نور خودبه خود می زند
و قلب سوژه ام را روشن می کند
من بازنده نیستم
گرچه علایم پیروزی در جهات من تعریف نمی شوند.
غیر منتظره
جنگل درگرفت
بعضی دارکوبها شکستند
و برخی فعلا در صحنه کارتون به درخت می کوبند
تا صبح به اخبار پرنده ها گوش دادم
جیک جیک های وحشتناکی هست
که به مراتب از فلفلهای آشپزخانه خون آلودترند
پرنده ها میان همه چیز تخم گذاشته اند
اگر روسریت را باز کنی
کبوترانی بالقوه را کشته ای